close
تبلیغات در اینترنت
پرسش وپاسخ برای اهل تسنن
پرسش وپاسخ برای اهل تسنن

 

چرا نام حضرت علی (علیه السلام) در قرآن نيامده است تا باعث اختلاف در امر خلافت نشود؟

 

اولا:ً همة‌مسائل اسلامي مستقيماً در قرآن اشاره نشده است. قرآن به صورت كلي مي‌فرمايد نماز بخوانيد جزئيات نماز خواندن را پيامبر بيان مي‌فرمايند و ما هم موظفيم طبق دستور خداوند از پيامبر (ص) تبعيت كنيم. اوامر و نواهي و بيانات پيامبر (ص) تماماً از طرف خداست هر چند وحي قرآني نباشد و اساساً فرقي بين قرآن و كلام پيامبر (ص) از اين جهت نمي‌باشد. به هر حال ما موظف به پيروي از هر دو مي‌باشي ثانياً: اگر مستقياً جزئيات امامت حضرت علي (ع) در قرآن ذكر مي‌شد اين احتمال وجود داشت كه دست‌هاي نابكار مخالفان موجب تحريف لفظي قرآن گردد. باتوجه كينه و دشمني كه دشمنان با اهل بيت داشتند. ثالثاً : ما بندگان خدا هستيم و بهترين بندگان مؤمنان هستند ولي مؤمن شدن ساده نيست بلكه بايد از گذرگاه‌هاي مختلف عبور كرد و ثبات قدم خود را در لغزش گاه‌هاي مختلف نشان داد. مؤمن كسي است كه در مرحله‌هاي گوناگون آزمايش پيروزمندانه بيرون آمده و از لغزش و وسوسه‌هاي شيطاني برهد. اين گونه قرار دادن مطالب قرآني خود امتحاني است تا حقيقت‌جويان و بهانه‌گيران شناخته شون پس لازم نيست كه در قرآن صراحتاً نام حضرت علي (ع) بيان شده باشد. بلكه بايد در قرآن شخصيت آن عزيز را جستجو كنيد

چرا اميرالمؤمنين جهت احقاق حق خود با مخالفين و غاصبين خلافت به مبارزه نپرداختند؟ آيا سكوت ايشان دليل بر پذيرش حكومت نبوده است؟

آيا سكوت ايشان دليل بر پذيرش حكومت نبوده است؟ شواهد تاريخي نشان مي دهد كه پس از شهادت پيامبر صلي الله عليه و آله و توطئه ي منافقان در سقيفه بني ساعده براي غصب مقام خلافت جامعه به سويي سوق داده شده بود كه علي رغم نصوص بي شمار پيرامون خلافت و جانشيني اميرالمؤمنين عليه السلام مردم به بيعت با خليفه ي اول تن دادند و پيمان و بيعت با علي بن ابيطالب عليه السلام در روز غدير را به فراموشي سپردند تا جايي كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در وضعيتي به اميرالمؤمنين عليه السلام پيش از رحلتشان فرمودند

يا علي اگر ياراني يافتي كه با دشمنانت بجنگي حق خود را طلب كن و گرنه خانه نشيني اختيار كن چرا كه من در روز غدير خم از مردم عهد و پيمان گرفته ام كه تو وصي و خليفه ي من و صاحب اختيار آنان بعد از من هستي.مَثل تو مثل بيت الله الحرام است كه مردم بايد سراغ تو بيايند و تو نبايد سراغ مردم بروي.

و در جاي ديگر رسول خدا صلي الله عليه و آله از ايشان تعهد گرفتند كه « اگر ياوراني يافتي ..... به مجاهده بپرداز» و چنان گذشت اوضاع و احوال جامعه كه لوازم اقدام نظامي محقق نشد چنانچه در بيان خود اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است كه اگر چهل نفر يار با معرفت مي يافتم هرگز دست از مبارزه بر نمي داشتم.

اما دريغ و درد كه بي وفايان آن روزگار حتي پيكر پيامبر خيش را بي غسل و كفن رها كرده و به بيعت با باطل دست دادند. و ماجراي سقيفه سر آغاز تمامي تيره روزيها و كژ رويهايي شد كه پس از پيامبر در امت اسلام پديدار گشت.

از امام صادق عليه السلام سوال شد كه چه چيزي اميرالمؤمنين عليه السلام را بازداشت از اينكه مردم را به سوي خويش بخواند و براي رو در رويي با دشمنان شمشير از نيام بر كشد؟ امام عليه السلام فرمودند: از آن ترسيد كه مبادا مردم مرتد شوند و ديگر شهادت ندهند كه محمد صلي الله عليه و آله رسول خداست.

همچنين امام باقر عليه السلام در بيان اقدام اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: اگر علي عليه السلام عموم مردم را به پيروي از خود فرا مي خواند آنان وظيفه داشتند دعوت او را اجابت كنند بر اثر سر پيچي از امامي كه اطاعتش واجب است،كافر مي شدند اما آن جناب بهتر آن ديد كه مردم آن گمراهي عدم شناخت و فرمانبري او باقيي بمانند تا آنكه از اسلام بر گردند و بلكي بي دين شوند.

اما با اين وصف كه امام علي عليه السلام ياراني را نيافتند تا ايشان را ياري كنند خود با بيعت با جور تن ندادند و سكوت اختيار نكردند. همواره در طول تاريخ مغرضان و معاندان اهل بيت عليه السلام سعي داشته اند كه 25 سال خانه نشيني اميرالمؤمنين عليه السلام را در قالب سكوت ايشان و رضايت و مشاركت ايشان در امور خلفاء جلوه دهند تا به اين وسيله به باطل رنگ و لعاب حق بزنند. اميرالمؤمنين عليه السلام در مقابل اين تجاوز غاصبانه مسئوليت خويش را چنين ايفا كردند: پس از فراقت از مراسم تدفين پيامبر گرامي اسلام كه تنها يار دلنشين ايشان بود بنا به سفارش خود پيامبر صلي الله عليه و آله به جمع آوري قرآن پرداختند چنانچه خود فرمودند: پس از آنكه رسول خدا صلي الله عليه و آله جان به جان آفرين تسليم كرد مردم ميل به ابوبكر نمودند با وي بيعت كردند در حاليكه من مشغول انجام غسل و مراسم تدفين پيامبر بودم.

پس از آن ماجرا من مشغول جمع آوري قرآن شدم و سوگند خوردم كه جز براي نماز، ردا بر دوش نيفكنم تا آنكه قرآن را يكجا جمع كنم و چنين كردم.

در مدت سه روز اين مهم انجام گرفت و بديسان آيات شريفه و گرانقدر قرآن كه اينجا و آنجا پراكنده بود در يك مجلد و يكجا به دست مبارك ايشان نوشته شد.

اميرالمؤمنين عليه السلام مي دانستند كه اگر در چنين شرايطي دست به شمشير برند نهال نو پاي اسلام كه ثمره ي 23 سال تلاش پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بوده است از جا كنده مي شود بنابراين هر زمينه ي سخن فراهم مي شد تنها اظهار مظلوميت خويش اكتفا مي كردند و پيماننامه ي غدير را ياد آور قوم مي شدند: «اي مسلمانان، اي مهاجرين و انصار شما را به خدا قسم مي دهم آيا از پيامبر صلي الله عليه و آله نشنيديد كه در روز غديرخم چه فرمود؟»

از جمله در همان ايام نخست پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله شبانه با اهل كساء (حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين) به درب خانه مهاجرين و انصار مي رفتند و بر آنان اتمام مي نمودند از جمله از زبان ايشان مي شنويم كه مي فرمودند: «فاطمه را با خود بردم.دست حسن و حسين را گرفتم آنان را نسبت به حقانيت خويش سوگند دادم و ايشان نيز به آن اعتراف كردند .

ايشان را به يا ري طلبيدم اما جز چهار نفر دعوت مرا اجابت نكرد آن چهار نفر عبارت ب.دند از سلمان ابوذر مقداد و زبير

در بررسي هاي به عمل آمده در كتب معتبر و منابع شيعه و حتي اهل سنت از اقدامات حضرت علي عليه السلام در مقابل غاصبين خلافت زياد نقل شده است چنانچه حتي خود مفسرين اهل تسنن از جمله ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه ي خود خطبه هايي از حضرت را نقل مي كند كه بيانگر اين حقيقت است كه ايشان در مقابل خلفاي سكوت نكردند و با ايشان بيعت ننمودند.

از جمله در خطبه ي شقشقيه كه مورد اتفاق همه ي مسلمانان مي باشد كه حضرت چگونه به احقاق حق خويش و افشاگري اصحاب سقيفه پرداخته اند.

آیا سنّی ها روایت «من کنتُ مولاه فهذا علیٌ مولاه» را قبول دارند؟

اگر قبول دارند، پس چرا با حضرت علی مخالفت و دشمنی می کنند؟

دلیل آن است که ولایت چند معنا دارد و یکی از معانی روشن آن دوستی است. بنابراین تا زمانی که به این معنا قابل حمل است، نمی توان به معنای دیگر آن تمسک جست. بر این اساس حدیث غدیر در صدد بیان لزوم محبت به علی(ع) است، نه زمامداری حضرت. در برابر اهل سنت شیعیان باور دارند که ماهیت حادثه غدیر و سخنان پیامبر(ص) نصی صریح و قاطع بر امامت و پیشوایی حضرت علی(ع) است. قراین و شواهد به گونه ای است که هرگز نمی توان آن را تنها به دوستی و محبت تفسیر کرد. شیعیان دلائل متعددی بر امامت علی(ع) بیان کرده اند که به برخی از آن ها اشاره می شود:

1. لغت شناسان لفظ «ولی» را به معنای سرپرستی، عهده داری امور، چیرگی و رهبری معنا کرده اند. راغب اصفهانی می نویسد: ولایت یعنی یاری کردن، زمامداری و حقیقت آن سرپرستی است. ابن اثیر می نویسد: «ولیّ یعنی یاور، و هر کس امری را بر عهده گیرد» سپس می افزاید: «از همین قبیل است حدیث «من کنت مولاه فعلیٌ مولاه» و سخن عمر که به علی(ع) گفت: «تو مولای هر مؤمن شدی» یعنی ولیّ مؤمنان گشتی. صاحب صحاح اللغه و مقایس اللغه نیز «ولیّ» را به معنای سرپرستی دانسته اند. بر این اساس نگرش اندیشمندان اهل سنت (که ولایت را تنها به معنای دوستی معنا کرده اند) قابل قبول نیست.

2. اگر معنای «ولیّ» به معنای دوست و دوستی باشد، عاقلانه نیست که پیامبر اسلام(ص) بیش از یکصد هزار نفر را در هوای گرم و در وسط بیابان های خشک و سوزان متوقف سازد تا به مردم بگوید: «هر که من دوست او هستم، علی هم دوست او است و او را دوست بدارد»، زیرا دوستی مسلمانان با یکدیگر یکی از بدیهی ترین مسایل اسلامی است که از آغاز اسلام وجود داشته و بارها پیامبر(ص) مردم را به دوستی امام علی(ع) فرا خوانده بود.

3. خطاب تند و قاطع خداوند بیانگر آن است که حادثه غدیر صرفاً اعلام دوستی علی(ع) نبوده است. مسئله آن قدر اهمیت داشت که خداوند خطاب به پیامبرش وحی می کند که اگر آن را ابلاغ نکنی، رسالت الهی را انجام نداده ای! خداوند فرمود: «... و إنْ لم تفعل فما بلغت رسالته» 4ـ خداوند در آیه 67 مائده به پیامبرش دلداری می دهد: «والله یعصمک من النّاس؛ خداوند تو را از خطرات احتمالی مردم نگاه می دارد». آیا این مسئله نشان نمی دهد که مأموریت، مسئلة مهمی بوده است که پیامبر(ص) بیم آن داشته برخی بر اثر هواهای نفسانی به مقابله برخاسته و توطئه کنند؟ آنچه که موجب خطر برای پیامبر(ص) به حساب می آمد، طرح ولایت و رهبری امام علی(ع) بود، نه دوستی حضرت ، مضافاً بر این که بارها پیامبر از محبت امام علی(ع) سخن گفته بود و بیان آن، چالش های جدی را در پی نداشت.

4. بعد از آن که پیامبر(ص) علی(ع) را به عنوان رهبر تعیین کرد، مردم با علی(ع) بیعت کردند. ابوبکر و عمر نیز به علی(ع) تبریک گفته، با حضرت بیعت کردند و گفتند: تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی. نکته قابل دقت آن است که همة حاضران، از خطابة پیامبر مسئلة «امامت» علی(ع) را فهمیدند، از این رو با او بیعت کرده و برخی از آنان در ستایش علی(ع) شعر سرودند. حسان بن ثابت انصاری از پیامبر(ص) اجازه گرفت و اشعار زیبا سرود: قــم یــا علـــی فــإنّنـــــی رضیتُک من بعدی اماماً و هادیاً ؛ای علی، برخیز، خرسندم که تو امام و هادی بعد از من باشی.

 

منبع: غدیرستان


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تصاوير منتخب 3

وبلاگ نسل غدیر

ما ز نـســــــل غـدیـــــر و حضرت زهــــراییــــم

اطلاعات سايت

  • پست الکترونيک:
  • مدير سايت: خادم الزهرا
  • تاريخ امروز: پنجشنبه 06 اردیبهشت 1397
  • قدرت گرفته از رزبلاک