close
تبلیغات در اینترنت
شهريار و شعر «علي اي هماي رحمت»
شهريار و شعر «علي اي هماي رحمت»

استاد شهريار ضمن اينكه شخص بسيار مهرباني بود و قلب رئوفي داشت مردي متدين و از مسلمانان متعهد و پاي بند به اصول دين وانجام فرايض ديني نيز بود و اين خصوصيات در اشعاري كه سروده كاملاً هويدا ست ودر عين حال ارادت خاصي به حضرت اميرالمؤمنان علي ابن ابيطالب (ع) امام اول شيعيان و خليفه چهارم اهل سنت داشت ودر نعت حضرت علي (ع) چندين شعر زيبا سروده كه با توجه به طولاني بودن هر كدام و زياد بودن تعداد آنها از ذكرآنها خودداري مي شود ؛ علاقه مندان مي توانند آنها را درديوان استاد بيابند . 
ولي يكي از زيباترين آنها شعر «علي اي هماي رحمت » است كه ماجراي سرودن اين شعر خواندني است و گوئي پيام يا الهامي است كه به شهريار رسيده و تحت آن پيام ، شهريار اين شعر را سروده است كه درروزنامه اطلاعات آورده شده . 
پس از در گذشت شاعر نام آور ايران مرحوم سيد محمد حسين شهريار ، رسانه اي گروهي دوباره اين شاعر آذربايجاني مطالب بسياري نوشتند ، اما آنچه كه اينك به لطف خداوند براين قلم جاري ميشود تاكنون كسي آن را ننوشته و شايد بيش از چند نفر از چگونگي آن گاه نباشند . چند روز قبل آقاي حاج رضا حداد عادل از قول حجت الاسلام آقاي شجاعي واعظ معروف كه از معبرين خواب بنام مي باشند ، داستاني نقل كردند كه براي اطلاع از جزئيات آن ، شخصاً با آقاي شجاعي تماس گرفتم ؛ آقاي شجاعي اظهار داشتند دو يا سه روز قبل از درگذشت آيت اله نجفي مرعشي باتفاق چند نفر ديگر در خدمتشان بوديم . مرحوم آيت اله فرمودند شبي توسلي پيدا كردم تا يكي از اولياء خدارا در خواب ببينم .آن شب در عالم خواب ديدم درزاويه مسجد كوفه نشسته ام و اميرمؤمنان حضرت علي عليه السلام با جمعي حضور دارند . 
حضرت فرمودند: شعراي اهل بيت ما را بياوريد . ديدم چند نفر از شعراي عرب را آورده اند . 
حضرت فرمودند: شعراي فارسي زبان را بياوريد آنگاه محتشم و چند تن از شعراي فارسي آمدند . 
حضرت فرمودند : شهريار را بياوريد . شهريار آمد . حضرت خطاب به شهريار فرمودند شعرت را بخوان : شهريار اين شعر را خواند : 
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را 
كه به ما سوا فكندي همه سايه هما را 
دل اگر خدا شناسي همه در رخ علي بين 
به علي شناختم من به خدا قسم خدا را 
به خدا كه در دو عالم اثر از فنانماند 
چو علي گرفته باشد سرچشمه بقا را 
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ 
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوارا 
برو اي گداي مسكين در خانه علي زن 
كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را 
به جزاز علي كه گويد به پسر كه قاتل من 
چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا 
به جز از علي كه آرد پسري ابوالعجائب 
كه علم كند بعالم شهداي كربلا را 
چو به دوست عهد بندد زميان پاكبازان 
چو علي كه مي تواند كه به سر برد وفا را 
نه خدا نوانمش خواند نه بشر توانمش گفت 
متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را 
بدو چشم خونفشانم هله اي نسيم رحمت 
كه زكوي او غباري به من آر، توتيارا 
به اميد آنكه شايد برسد به خاك پايت 
چه پيامهاسپردم هه سوز دل صبا را 
چو توئي قضاي گردون ، بدعاي مستمندان 
كه زجان ما بگردان ره آفت قضا را 
چه زنم چو ناي هر دم زنواي شرق او دم 
كه لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوارا 
«همه شب در اين اميدم كه نسيم صبح گاهي 
به پيام آشنائي بنوازد آشنا را » 
زنواي مرغ يا حق بشنو كه دردل شب 
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا


حضرت آيت اله مرعشي فرمودند وقتي شعر شهريار تمام شد ، از خواب بيدار چون من شهرياررا نديده بودم . فرداي آن روز از اطرافيان پرسيدم كه شهريار شاعر كيست گفتند شاعري است كه در تبريز زندگي مي كند حضرت آيت اله فرمودند از جانب من او را دعوت كنيد به قم نزد من بيايند . چند روز بعد شهريار آمد. ديدم همان كسي است كه من اورا در خواب در حضور حضرت امير عليه السلام ديده ام ؛ از او پرسيدم اين شعر علي اي هماي رحمت را كي ساخته اي ، شهريار با حالت تعجب از من سئوا ل كرد كه شما از كجا خبر داريد كه من اين شعر را ساخته ام . چون من اين شعر را نه به كسي داده ام ، نه در مورد آن با كسي صحبت كرده ام و از متن آن هيچ كس اطلاعي ندارد ..... 


مرحوم آيت اله مرعشي به شهريار مي گويند چند شب قبل من خواب ديدم كه در مسجد كوفه هستم و حضرت علي عليه السلام تشريف دارند . حضرت فرمودند شعراي فارسي زبان را بگوئيد بيايند . آنها نيز آمدند بعد فرمودند شهريار را بياورند و شما هم آمديد آنگاه حضرت علي عليه اسلام فرمودند شهريار شعرت را بخوان و شما شعري را كه مطلع شعر چنين بود :«علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را» شهريار فوق العاده منقلب مي شود و مي گويد من فلان شب اين شعر را ساخته ام و همانطور كه قبلاً عرض كردم تا كنون كسي را درجريان سرودن اين شعر قرار نداده ام .
آقاي شجاعي اظهار داشت مرحوم آيت اله مرعشي فرمودند وقتي شهريار تاريخ و ساعت سرودن شعر را گفت ، معلوم شد مقارن ساعتي كه شهريار آخرين مصرع شعر خود را تمام كرده ، من آن خواب را ديده ام .آقاي شجاعي اضافه كردند: 
حضرت آيت اله مرعشي موضوع خواب را مذكور را علاوه بر من با آقاي رحماني واعظ هم درميان گذاشته بودند و مي توانيد با ايشان هم تماس بگيريد ، با آقاي رحماني تماس گرفته شد ، ايشان هم همين را تأييد كردند . اين ماجرا خواب حضرت آيت اله نجفي مرعشي رحمت الله عليه بود . بنابراين معلوم مي شود بعد از ين ملاقات بوده كه شهريار اين شعر معروف را منتشركرده است . آنهائيكه تا سال 57 به نجف اشرف مشرف شده اند ، اين شعر را كه با خط خوش درداخل قابي بالاي ضريح مطهر حضرت علي عليه السلام قرارداشته مشاهده كرده اند . و من خود آنراديده ام ولي نميدانم كه به وسيله چه كسي اين شعر به آنجا برده شده وچه كسي آنرا بالاي ضريح گذاشته است . 

 

بیست و هفتم شهریور ماه ، سالروز خاموشی شهریار شعر ایران ، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی « روز ملی شعر و ادب » نامیده شده است.

منبع: راسخون


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تصاوير منتخب 3

وبلاگ نسل غدیر

ما ز نـســــــل غـدیـــــر و حضرت زهــــراییــــم

اطلاعات سايت